خرید بک لینک

درباره سایت

اسلام تسکت

آخرین مطالب

امکانات وب

کلمه «سیّد» از ریشه «سود» به معنای بزرگی و شرف است[1] و به شریفترین و رفیعترین چیزی، سید آن گفته میشود.[2] به کسی که سرپرست جمعیت زیادی باشد نیز «سیّد» گفته میشود.[3] لذا هر کسی میتواند سید افراد زیر مجموعه خود باشد.[4] و هر فردی که در یک جامعه از شرافت ویژهای برخوردار باشد، سید آن جامعه به شمار میآید.
از اینرو در برخی از منابع، عبدالمطلب،[5] پیامبر اسلام(ص) ،[6] امام علی(ع)،[7] امام صادق(ع)،[8] امام رضا(ع)[9] به عنوان «سیّد بنی هاشم» در زمانهای مختلف معرفی شدهاند.
از طرفی، سید بودن یک فرد در یک مجموعه منافات با آن ندارد که فرد و یا افراد دیگری نیز در همان مجموعه به عنوان سید شناخته شوند.
در همین راستا، تردیدی نیست که عبدالله بن جعفر بن ابیطالب[10] که برادرزاده و داماد امیرالمؤمنین(ع) بود، یکی از بزرگان و سادات بنی هاشم به شمار میآمد، اما هنگامی که معاویه تصمیم داشت با نیرنگ زیرکانهای، او را در مقابل حسنین(ع) قرار دهد - از اینرو او را به عنوان سید بنیهاشم معرفی کرد- عبدالله که پی به نیرنگ معاویه برده بود، سیادت(که امری نسبی است) را از خود نفی کرده و در پاسخ به او گفت: من سید بنیهاشم نیستم، بلکه سید بنیهاشم حسن و حسین(ع) هستند![11]

[1]. فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ج 2، ص 294، قم، منشورات دار الرضی، چاپ اول، بیتا.
[2]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق، مصحح، میر دامادی، جمال الدین، ج 3، ص 230، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
[3]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن ، ص 432، بیروت، دار القلم ، چاپ اول، 1412ق.
[5]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 15، ص 344، بیروت، مؤسسة الطبع و النشر، چاپ اول، 1410ق.
[6]. مقریزی، تقی الدین ، امتاع الاسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع ، تحقیق، نمیسی، محمد عبد الحمید، ج 12، ص 354، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1420ق.
[7]. ابن شاذان قمی، أبو الفضل سدیدالدین، الفضائل، ص 81، قم، منشورات الرضی، چاپ دوم، 1363ش.
[8]. ابن العماد شهاب الدین ابو الفلاح عبد الحی بن احمد العکری الحنبلی الدمشقی، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، تحقیق، الأرناؤوط، ج 2، ص 216، دمشق - بیروت، دار ابن کثیر، چاپ اول، 1406ق.
[9]. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق: تدمری، عمر عبد السلام، ج 14، ص 270، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، 1409ق.
[11]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق، مصحح، ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 6، ص 297، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، 1404ق.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:21

صفحه بندی