طلاقی که در آن زن به شوهرش مایل نیست و از او کراهت دارد، ولی شوهر مایل به طلاق نیست و زن برای جلب رضایت و موافقت شوهر مهر یا مال دیگر خود را به او میبخشد که طلاقش دهد، «خلع» گویند.
[1] به بیانی روشنتر؛ طلاق خلع آن است که زن به هر علّتى نخواهد با شوهرش به زندگى ادامه دهد و شوهر هم مایل به طلاق دادن او نباشد، ولى زن براى راضى کردن او به طلاق، تمام مهریه را ببخشد، یا مقدارى مال به اندازه مهریه یا کمتر از مهریه یا بیشتر از مهریه به او بدهد تا راضى شود او را طلاق دهد.
در ماده 1146 قانون مدنی نیز به تبعیت از فقه شیعی آمده است: «طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر میدهد طلاق بگیرد، اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد».
گفتنی است؛ مقدار بذل مال از سوی زن در طلاق خلع، باید با رضایت زن و مرد باشد، و نباید زن یا مرد را مجبور به پرداخت یا قبول مقداری خاص نمود.
[2] بنابر این اگر مرد با مقداری که زن پیشنهاد میدهد راضی نشود، طلاق محقق نمیشود.
البته نظر مراجع معظم تقلید درباره کراهتی
[3] که در خلع شرط شده است، مختلف است:
برخی میگویند اگر زن به هر علتی نخواهد به زندگی زناشویی ادامه دهد، میتواند با پرداخت خلع، طلاق بگیرد
[4] و برخی دیگر آن کراهتی را معتبر میدانند که به علت همین ناسازگاری ترس از ارتکاب گناه باشد و زن احیاناً شوهر را به مراعات ننمودن حقوق زناشویى تهدید نماید.
[5]طلاق خلع قوانین، خصوصیات و شرایطی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
1. در این طلاق تا زمانی که زن مال بخشیده به شوهر خود را مطالبه نکند، شوهر نمیتواند به او رجوع نماید.
[6]2. مرد نباید زن خود را مجبور به انجام طلاق خلع کند.
3. باید صیغه طلاق خلع خوانده شود، به این صورت که مثلاً مرد به زن خود بگوید: «...خالعتک»؛ یعنی ... تو را طلاق خلع دادم.
4. زن باید بلافاصله قبول را بگوید.
5. در طلاق خلع باید آزردگی و بیمیلی فقط از طرف زن باشد و اگر بیمیلی هر دو طرف باشد، به آن طلاق مبارات گویند، نه خلع.
6. صیغه و لفظ خلع را باید دو مرد عادل بالغ بشنوند.
[7]
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
تاريخ: شنبه
18 ارديبهشت
1395 ساعت: 19:14