روایاتی درباره نکوهش خودداری از ازدواج، در منابع حدیثی فریقین با اسناد گوناگون نقل شده که در یکی از آنها به نقل از پیامبر خدا(ص) بیان شده: «شِرارُکُم عُزّابُکُم»؛[1] « بدترین شما، عزبهاى شمایند». «عزب» در لغت به معنای ازدواج نکرده، مجرّد و بیهمسر است.[2]
این حدیث از دیدگاه بیشتر حدیثشناسان اهلسنّت، از جهت سندی ضعیف اعلام شده است.[3] البته برخی نیز آنرا «حسن صحیح» دانستهاند.[4]
در منابع حدیثی شیعه، این معنا و 1 به اندازهای نقل شده که نوعی تواتر معنوی در آنها به چشم میخورد. البته در منابع شیعی گاه به صورت مرسل و بدون ذکر سند[5] و گاه با آوردن سند به نقل چنین محتوایی پرداخته شده است که در اینجا به بررسی دو حدیث مسند میپردازیم:
«رُذالُ مَوْتاکُمُ الْعُزَّابُ»؛[6] مردگانِ فرومایه شما، عزبهایند.
«شِرارُ أُمَّتِی عُزَّابُها»؛[7] بدترینهاى امّتم، عزبهای آن هستند.
الف. بررسی سندی
1 اول ضعیف است؛ زیرا در سند آن 1 مجهول و غالی و فاسد المذهب قرار دارند؛ محمد بن علی أبو سمینة، محکوم به غلوّ و فساد مذهب است[8] و نیز عبدالرحمن بن خالد و محمد الأصم مجهولاند.
روایت دوم را علامه مجلسی(ره) از کتاب «الامامة و التبصرة من الحیرة» ابن بابویه (علی بن حسین) (م 329ق) نقل کرده است، اما در جستوجویی که در نسخه موجود و در دسترس این کتاب صورت گرفت، آنرا نیافتیم. به هر حال علامه مجلسی این روایت را با سند زیر آورده است:
«هارون بن موسى عن محمد بن علی عن محمد بن الحسین عن علی بن أسباط عن ابن فضال عن الصادق عن أبیه عن آبائه(ع) عن النبی(ص)...».[9]
1. هارون بن موسی تلعکبری: جلیل القدر، و ثقه است.[10]
2. محمد بن علی بن معمر: فقط شیخ طوسی درباره او گفته: «کوفی بوده و تلعکبری در سال 329ق از او حدیث میشنیده و اجازه داشته است».[11]
3. محمد بن الحسین بن سعید: از اهل کوفه و غالی بوده و جدّاً ضعیف است.[12]
4. علی بن اسباط: فطحی و ثقه بوده است.[13] علامه حلی گفته: «وی از امام رضا و امام جواد روایت میکند و من به روایتهای او اعتماد دارم».[14]
5. ابن فضال: بیش از یک راوی با نام «ابن فضال» شناخته میشوند، اما با تحقیق و جستوجو در منابع رجالی، مشخص میشود که علی بن اسباط از «حسن بن علی بن فضال» روایت میکند[15] که نجاشی او را از اصحاب خاص امام رضا(ع) دانسته است.[16] وی از امام کاظم و امام رضا روایت کرده است.[17]
بر این اساس، بین آخرین راوی «ابن فضال» و امام صادق، یک یا دو راوی از قلم افتاده است. چنانکه در احادیث دیگری میان «ابن فضال» و امام صادق(ع) عبارت «بعض اصحابنا»[18] آمده که نشان از وجود راوی دیگری در این میان است.
به هر حال؛ «حسن بن علی بن فضال» ابتدا فطحی بود؛ اما سپس امامت حضرت کاظم(ع) را پذیرفت و از امام رضا(ع) نقل روایت کرده و از نزدیکان حضرتشان بشمار میآمد و مردی جلیل القدر، عظیم المنزله و در حدیث ثقه بوده است».[19]
بنابراین، سند روایت دوم که علامه مجلسی نقل کرده، به دو دلیل ضعیف است: ضعف راوی (محمد بن حسین بن سعید) و افتادگی سند.
ب. بررسی محتوایی
با قطع نظر از ضعف این روایت؛ با توجه به اینکه روایات مشابه فراوانی در این زمینه وجود دارد، به بررسی معنا و محتوای روایت خواهیم پرداخت:
در روایت اول، ابتدا باید بدانیم معنای واژه «شرّ» چیست؟ و سپس باید دانست که فرد بی همسر از چه جهت شرّ است؟
اصل واژه «شرّ» به معنای انتشار و پراکنده شدن است.[20] همچنین گفته شده؛ «شرّ چیزی است که در آن ضرر، سوء اثر و فساد باشد».[21]
در همین راستا، شرّ بودن بیهمسری میتواند به دلایلی از جمله دو دلیل زیر باشد:
1. از آن جهت که در دوران تجرد، احتمال بیشتری برای افتادن در گرداب فساد و گناه وجود دارد.
2. از آن جهت که در بسیاری از موارد، ضرر ناشی از تجرد به خود فرد بسنده نشده و ضررش به دیگران نیز میرسد.
با توجه به آیات و روایات فراوانی که در زمینه محبوبیت - و در مواردی وجوب - ازدواج وجود دارد، میتوان گفت فردی که به توصیه خداوند و پیشوایان دینی عمل کند، از بهترین و برترین انسانها بوده و در طرف مقابل، هرکس نسبت به این توصیهها بیتفاوت باشد، در زمره بدترین مخلوقات قرار خواهد گرفت.
دو نکته ناگفته نماند:
یک. اگر فرد غیر متأهل، پاکدامنی خود را حفظ کند، مشمول این روایت نخواهد بود، اما در غیر این صورت، جایگاهی شبیه شیطان خواهد داشت؛ چنانکه در روایت دیگری آمده است: «الْعُزَّابُ إِخْوَانُ الشَّیَاطِین ».[22]
دو. کسانی نکوهش شدهاند که با فراهم بودن شرایط، تن به ازدواج نداده و به گناه میافتند؛ اما توصیه قرآن به کسانی که شرایط ازدواج را ندارند، آن است که «باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا آنان را از فضل خویش بینیاز گرداند».[23]
در روایت دوم، واژه «رذل» به معنای پستی است.[24] چیزی که به دلیل ناروایی و زشتیاش به آن رغبت و میل نباشد رذل نامیده میشود.[25] در کلام عرب به لباس کثیف «ثوب رذل» گفته میشود[26] و در نزد دنیاپرستان اراذل کسانی هستند از نظر زرق و برقهای دنیایی پایین باشند.[27]
با توجه به آنچه گفته شد؛ عبارت «رذال موتاکم» در روایت، معنایش «پستترین مردگان» است که مراد از آن، هم میتواند مرده حقیقی و هم مرده مجازی باشد.
اگر منظور حدیث، معنای حقیقی باشد با روایت «أَکْثَرُ أَهْلِ النَّارِ الْعُزَّاب »[28] تطابق دارد که بیشترین اهل آتش را از افراد غیر متأهل قلمداد میکند.
اما با توجه به اینکه خداوند در بعضی آیات، افرادی که از حق روگردانند را مرده مینامد،[29] شاید تعبیر مرده برای افراد مجرد، نه مرگ واقعی، بلکه هدایتناپذیری و پیروی نکردن از توصیههای دینی با وجود فراهم بودن شرایط ازدواج است.
[1]. ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 35، ص 355، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1416ق؛ أبوبکر بیهقی، أحمد بن حسین، شعب الإیمان، ج 7، ص 336، ریاض، مکتبة الرشد للنشر و التوزیع، چاپ اول، 1423ق؛ أبوالقاسم طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، ج 18، ص 85، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ دوم، 1415ق.
[2]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 1، ص 595، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
[3]. ر.ک: ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 4، ص 442، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق؛ ذهبی، شمس الدین أبوعبدالله محمد، تلخیص کتاب الموضوعات، ص 229، ریاض، مکتبة الرشد، چاپ اول، 1419ق.
[4]. صالحی دمشقی ، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 9، ص 291، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1414ق.
[5]. در این منابع، بهطور غیر مسند آمده است؛ مفید، محمد بن محمد، المقنعة، ص 497، قم، کنگره جهانى هزاره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق؛ فتال نیشابورى، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج 2، ص 374، قم، انتشارات رضى، چاپ اول، 1375ش؛ شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 102، نجف، مطبعة حیدریة، چاپ اول، بیتا.
[6]. کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، ج 5، ص 329، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[7]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 100، ص 222، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
[8]. کشّی، محمد بن عمر، إختیار معرفة الرجال، ص 546، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348ش؛ نجاشی، احمد بن على ، فهرست أسماء مصنفی الشیعة(رجال النجاشی)، ص 333، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1407ق.
[9]. بحار الأنوار، ج 100، ص 222.
[10]. رجال النجاشی، ص 439؛ طوسى، محمد بن حسن، رجال الطوسی، ص 449، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ سوم، 1373ش.
[11]. رجال الطوسی، ص 442.
[12]. رجال النجاشی، ص 337.
[13]. همان، ص 252.
[14]. حلّى، حسن بن یوسف ، رجال العلامة الحلی ، ص 99، نجف اشرف، دار الذخائر، چاپ دوم ، 1411ق.
[15]. رجال النجاشی، ص 36؛ خویى، سید ابوالقاسم ، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 6، ص 334، بیجا، بینا، 1413ق.
[16]. رجال النجاشی، ص 36.
[17]. معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 6، ص 328.
[18]. الکافی، ج 1، ص 23.
[19]. طوسی، محمد بن حسن ، الفهرست، ص 47 – 48، نجف اشرف، مکتبة المرتضویة، چاپ اول، بیتا.
[20]. ابن فارس، أحمد بن فارس ، معجم المقاییس اللغة، ج 3، ص 180، قم، مکتب الاعلام الاسلامی ، چاپ اول ، 1404ق.
[21]. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 35، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، چاپ اول ، 1368ش.
[22]. جامع الأخبار، ص 102.
[23]. نور، 33.
[24]. ازهری، محمد بن احمد، تهذیب اللغة، ج 14، ص 302، بیروت، دار احیاء التراث العربی ، چاپ اول .
[25]. مفردات ألفاظ القرآن، ص 351.
[26]. تهذیب اللغة، ج 14، ص 302.
[27]. هود، 27؛ شعراء، 111. و نیز ر.ک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 4، ص 114.
[28]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 284، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.
[29]. برای نمونه؛ ر.ک: نمل، 80 – 81؛ روم، 52؛ زخرف، 40؛ انفال، 21 – 22.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان