معروف و مشهور این است که فیلسوفان حکمت مشاء، مانند ابن سینا معتقد به «کثرت و تباین حقیقی موجودات» هستند؛ اما همانگونه که در این پرسش آمده است، انتساب نظریه تباین موجودات به مشائین مشکل است،[1] و با مباحث دیگر آن فلسفه ناسازگار است. کسانی؛ مانند ملاصدرا کوشیدهاند تفسیری از سخن آنان ارائه دهند که بتواند با مبانی آنها در بحث علیت سازگار باشد. به هر حال حکیمان مشائی، رابطهی علت و معلول را یک رابطهی عینی خارجی میدانند و به وجود سنخیت میان علت و معلول معتقدند. چنین نظریهای دربارهی رابطهی عینی علت و معلول این را در پی دارد که دربارهی آنها به یک نحوه اشتراک عینی خارجی، هر چند به نحو اشتراک و وحدت سنخی در اصل وجود، قائل باشند.[2]
[1]. بویژه انتساب این نظریه به ابنسینا با مشکل جدی مواجه است؛ زیرا برخی از محققان میگویند: عبارات ابن سینا در کتاب شفاء و مباحثات تصریح دارد به این که اختلاف وجودات بالذات نیست، بلکه بهواسطهی ماهیات است. «عبارات الشیخ الرئیس فی الشفاء و المباحثات تنادی بأن تخالف الوجودات لیس بالذات بل بالماهیات المقابلة و بأن الوجود یقبل الشدة و الضعف و الحقیقتان المختلفتان لیست إحداهما شدیدة الأخرى و لا الأخرى ضعیفة الأولى و إنما لم یبق القول بالتباین على ظاهره لسخافته إذ الوجود بسیط فلو تباین مراتبه کانت بینونتها بتمام ذواتها البسیطة کنور و ظلمة و علم و جهل و قدرة و عجز». المحقق السبزوارى، التعلیقات على الشواهد الربوبیة، ص 391، مشهد، المرکز الجامعى للنشر، چاپ دوم، 1360ش.
[2]. ر. ک: یزدان پناه، یدالله، مبانی و اصول عرفان نظری، ص 156، قم، مؤسسه امام خمینی، چاپ اول، 1388ش.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
تاريخ: جمعه
12 خرداد
1396 ساعت: 14:02