خرید بک لینک

درباره سایت

اسلام تسکت

آخرین مطالب

امکانات وب

در متون حدیثی، روایاتی وجود دارد که ناظر به این معنا است که حتی اگر فردی تظاهر بدان کند که عقیده باطلی – مانند وجود نداشتن خدا - برایش یقینی است، اما هیچگاه در اندرون خود، نمیتواند به چنین یقینی دست یابد؛ زیرا اگر چنین یقینی به وجود آید، او در ادامه مسیر باطلش معذور خواهد بود؛ چرا که او براساس علم و یقینش عمل کرده است:
1. «عن أبی عبداللَّه(ع) فی قول اللَّه تعالى: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»[1] فقال: یحول بینه وبین أن یعلم أنّ الباطل حقّ »؛[2] امام صادق(ع) در تفسیری از این آیه شریفه که خدا میان مرد و دل او حائل و مانع میشود ، فرمودند: حائل میشود در میان او و میان آنکه باطلی را حق بداند .
2. «عن أبی عبداللَّه(ع) قال: «أبى اللَّه أن یعرّف باطلًا حقّاً، أبى اللَّه أن یجعل الحقّ فی قلب المؤمن باطلًا لا شکّ فیه، وأبى اللَّه أن یجعل الباطل فی قلب الکافر المخالف حقّاً لا شکّ فیه، ولو لم یجعل هذا هکذا، ما عُرف حقّ من باطل»؛[3] حضرتشان فرمودند: خدای متعال ابا دارد از اینکه باطلی را حق معرفی کند؛ خداوند ابا دارد از اینکه حقی را در دل مؤمنی، باطلی یقینی جلوه داده و یا آنکه در قلب کافری که با دین مخالف است، پنداری باطل را یقینی و تردیدناپذیر جلوه دهد ؛ چرا که اگر چنین نکند حق از باطل برای خود افراد نیز قابل تشخیص نخواهد بود.

[1] . انفال، 24.
[2]. برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج 1، ص 237، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
[3]. همان، ص 277.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 8 مرداد 1395 ساعت: 0:51

صفحه بندی