خرید بک لینک

درباره سایت

اسلام تسکت

آخرین مطالب

امکانات وب

این پرسش را باید در دو بخش «واقعیت چند همسری در اسلام» و «دلیل تکهمسری برخی پیشوایان در شرایط خاص» مورد بررسی قرار داد.
الف . حق انتخاب چهار همسر برای تمام مردان.
با آنکه تردیدی در این نیست که «چندهمسری» برای مردان از طرف اسلام پذیرفته شده است، اما نمیxadتوان این حکم فقهی و حقوقی را بدون توجه به نکات و واقعیتهای ذیل مورد بررسی و تحلیل قرار داد:
1. بر اساس دستور اسلام هیچ مردی حتی الامکان نباید مجرد بماند و عزبxadماندن گرچه حرام نیست، اما جز در شرایط استثنایی با توصیهxadهای اسلامی همخوان نیست.
2. با آنکه اسلام، چند همسری را برای مردان مجاز اعلام میxadکند، اما اینگونه نیست که تأکیدی بر این موضوع داشته باشد. به عبارت دیگر با توجه به منابع اسلامی، ازدواجxadهای دوم، سوم و چهارم از لحاظ ارزش با ازدواج اول همپایه نیستند؛ زیرا با ازدواج اول، فرد از عزبxadبودن خارج شده و دیگر مشمول نکوهشxadهای فراوان اسلام نسبت به رویکرد مجرد ماندن نخواهد بود.
3. هیچ بانویی نمیxadتواند به صورت همزمان بیش از یک همسر انتخاب کرده و یا روابطی غیر از ازدواج با مردان دیگر برقرار کند.[1]
نکته: ذکر این موضوع نیز ضروری است که بانویی که از رعایت موازین اسلامی خودداری کرده و به صورت نامشروع، نیازهای جنسی مردان زیادی را برآورده میxadسازد، خسارتی که از این راه بر جامعه زنان وارد کرده و عملاً بسیاری از آنها را از شانس ازدواج بازمیxadدارد، بسیار بیشتر از خسارتی فرضی است که با مجاز بودن چندهمسری به آنان وارد میxadشود!
4. در شرایط عادی، نظام طبیعت بر این قرار گرفته که تعداد مردان و زنان تقریباً برابر بوده و اگر تفاوتی وجود داشته باشد بسیار اندک است.
با مروری در آمار جهانی موجود و قابل جستوجو در پایگاهxadهای معتبر اطلاعxadرسانی، به این واقعیت دست میxadیابیم که تعداد مردان به زنان در کشورها بین (99 به 100) تا (101 به 100) متغیر است که برابری نسبی آنها را نشان میدهد. اما در برخی کشورها این تناسب تنها با یک درصد تفاوت به نفع آقایان یا بانوان تغییر میxadیابد.
بر این اساس، گزارشxadهایی که در مورد چندبرابر بودن دختران نسبت به پسران و یا حتی وجود تناسبی تبعیضxadآمیز (مانند صد به هشتاد) میان آنان ارائه میxadشود، از ارزش و اعتبار برخوردار نیست.
با توجه به نکات فوق به این حقیقت دست میxadیابیم که با توجه به شرایط طبیعی تناسب جمعیت و نیز در صورت توجه به توصیهxadهای اسلامی، حتی اگر مردان از لحاظ فقهی و حقوقی این حق را داشته باشند که بیش از یک همسر برگزینند، اما عملاً استفاده از این حق برای قریب به اتفاق آنان امکانxadپذیر نخواهد بود. به عبارتی حتی در جوامعی که تناسب بانوان به مردان 101 به 100 بوده و تعداد بانوان، یک درصدی بیش از مردان است، از میان هر 100 مرد، تنها یکی از آنان میxadتواند دو همسر انتخاب کند و یا آنکه از هر 400 نفر آنان، تنها یکی میxadتواند دارای چهار همسر باشد!
البته گاه در شرایط زمانی و مکانی محدود ممکن است موقتاً این تناسب از بین برود. به عنوان نمونه اگر دشمن در نبردی، مردان یک شهر و یا روستای تصرفxadشده را قتل عام کرده و بانوان آنجا را به حال خود رها کند، طبیعی است که منحصراً در آنجا و تنها در یک دوره زمانی محدود، تناسب طبیعی جمعیت به شدت تغییر کند که بعد از گذشت یکی دو نسل به حال طبیعی خود بازخواهد گشت.
5. اندک مردانی که به هر دلیلی تصمیم دارند از این حق خود استفاده کرده و همسر یا همسران دیگری برگزینند و این موقعیت نیز برایشان فراهم شود، باید خود را ملتزم به مراعات عدالت میان همسران دانسته و به گونهxadای رفتار نکنند که یکی از آنان گویا عملاً بدون شوهر است.
در همین راستا دشوار بودن رعایت عدالت، بسیاری از مردانی را که پایبند به رعایت توصیهxadهای اسلامی هستند به این نتیجه میxadرساند که تکهمسری برای آنان مناسبتر است؛ از اینرو عملاً مشاهده میxadکنیم که در جوامع اسلامی از صدر اسلام تا کنون، با آنکه حق انتخاب بیش از یک همسر برای مردان به رسمیت شناخته شده است، اما عملاً درصد بسیار اندکی از مسلمانان بیش از یک همسر انتخاب کردهxadاند.
در همین راستا، نمیxadتوان از بیش از نود درصد آنان که تا آخر عمر، تک همسر بوده و یا آنکه تا زمان حیات همسر اول خود، همسر دیگری انتخاب نکردند پرسید چرا تک همسر باقی ماندهxad و از حق چند همسری استفاده نکردید؟! زیرا یکی از این پاسخxadها را خواهیم شنید:
الف. چه ضرورتی برای این کار وجود داشت؟
ب. بانوی دلخواه دیگری نیافتم تا با او ازدواج کنم!
ج. این امکان را میxadدادم که شاید نتوانم میان آنان به عدالت رفتار کنم!
و ...
ب. دلیل تکهمسری پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) در مدت زمانی طولانی
همانگونه که در بخش اول بیان شد، با آنکه توصیه فراوانی به اصل ازدواج شده، اما حتی خود ازدواج نیز واجبی نیست که نتوان از آن تخلف کرد.[2] و با آنکه در شرایطی اجازه چندهمسری به مردان داده شده، اما هیچxadگاه فردی را نمیxadتوان یافت که با وجود داشتن یک همسر، مانند افراد عزب مورد نکوهش اسلام و پیشوایان آن قرار گرفته باشند که چرا همسر دوم، سوم و چهارم انتخاب نکردی؟! بلکه در طرف مقابل، ممکن است افرادی که چند همسر انتخاب کردهxadاند مورد نکوهش قرار گیرند که چرا با آنکه توانایی اجرای عدالت را نداشتی، همسر دیگری برگزیدی؟ آیا این کار، واجب و یا مستحب بود؟!
بر این اساس، این واقعیت که افرادی چون پیامبر اسلام(ص) و امیرالمؤمنین(ع) در مدتxadزمانی طولانی تکxadهمسر بودند، موضوعی ابهامxadآلود نیست که چندان پرسشxadبرانگیز باشد، اما با این وجود، در فرازهای بعدی به نکاتی در این زمینه اشاره خواهیم کرد.
بر اساس روایات اسلامی، بانوانی وجود دارند که شخصیت معنوی آنان بسیار فراتر از دیگر بانوان است.
ابن عباس نقل میxadکند که روزی پیامبر اکرم(ص) برایمان چهار خط کشید و از ما پرسید که آیا میxadدانید که مقصودم چیست؟! پاسخ دادیم که خدا و پیامبرش بهتر میxadدانند. حضرت فرمود: (خواستم بگویم که) بهترین بانوان بهشتی عبارتاند از این چهار نفر: «مریم دختر عمران»، «خدیجه دختر خویلد»، «فاطمه دختر محمد» و «آسیه دختر مزاحم» که همسر فرعون بود.[3]
از میان این چهار نفر، حضرت مریم(س) - شاید به دلیل نیافتن فردی همطراز خود - ازدواج نکرد و حضرت آسیه(س) - که به دلیل شرایط نامعلومی همسر فرعون شد - چون رفتار و کردار همسرش را با رشد معنوی خود در تضاد میxadدید، بعد از آنکه به مأموریتی بزرگ - که نجات موسی از نیل و سرپرستی او در میان فرعونیان بود - عمل کرد از پروردگارش خواست که او را از زندگی در کنار همسری کافر و اطرافیانی ستمکار نجات دهد[4] و با شهادتش به این آرزو رسید.
دو بانوی دیگر عبارت بودند از حضرت خدیجه(س) و دخترشان حضرت فاطمه(س).
این مادر و دختر و این دو بانوی آسمانی به ترتیب همسر پیامبر اسلام(ص) و همسر جانشین ایشان شدند.
از دیدگاه منطق فقهی و حکم اولیه اسلامی، پیامبر(ص) و وصی ایشان مجاز بودند که همسر دیگری هم انتخاب کنند، اما همانگونه که گفته شد، توصیهxadای به چندهمسری در اسلام نشده بود تا آنان بخواهند مستحبی را بجا آورند و از آن طرف دلیلی نیز برای ازدواج مجدد نداشتند.
خدیجه(س) فردی بود که تمام زندگی و سرمایه خود را به پای پیامبر(ص) ریخت، اولین بانویی بود که به او ایمان آورد، در سختxadترین شرایط، یار و دلسوز او بود، برایش بهترین فرزند را آورد و ...
فاطمه(س) نیز شخصیتی بود که پروردگار به پیامبرش فرمود که اگر علی(ع) را خلق نمیxadکردم، از ابتدا تا انتهای خلقت، فرد همطرازی برای دخترت یافت نمیxadشد تا با او ازدواج کند.[5]
با توجه به موارد فوق، طبیعی بود علاوه بر آنکه این دو بانو بالاترین جایگاه را در دل همسرانشان داشته باشند، شایسته بیشترین توجهات و احترامxadهای ظاهری نیز باشند.
اکنون تصور کنید که حضرت پیامبر(ص) و امام علی(ع) همسران دیگری برمیxadگزیدند. آیا اساساً چنین امکانی وجود داشت که میان آن دو بانویی که والاترین جایگاه معنوی و بیشترین همکاریxad دنیوی را با شوهرانشان داشتند با آن همسران جدید به صورت یکسان رفتار کنند؟! در این زمینه باید گفت؛ علاوه بر آنکه آنحضرات نمیxadتوانستند علاقه باطنی خود نسبت به همسران اولشان را با همسران جدید تقسیم کنند، حتی اجرای عدالت ظاهری در برخوردها و احترامات - که از شرایط مجاز بودن چند همسری است[6] - نیز یا امکانxadپذیر نبود و یا بسیار دشوار به نظر میxadرسید. چگونه ممکن بود در طول یک دوره طولانی از زندگی، میان بانویی که برترین بانوی جهان به شمار میxadآمد - و همگان نیز آن را میxadدانستند – حتی در امور ظاهری و تشریفاتی با همسری دیگر یکسان رفتار کرد؟ و با فرض امکان، آیا نیاز به مدیریتی بسیار دشوار و جانفرسا نداشت که شیرینی و آرامشی که یکی از مهمxadترین اهداف در انتخاب همسر است را به شدت تهدید میxadکرد؟!
به همین دلیل، بهترین گزینه برای پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) آن بود که تنها به دلیل مجاز بودن چندهمسری، خود را در موقعیتی بسیار دشوار قرار ندهند که بدون آنکه منفعتی برای آنان متصور باشد و یا پاداشی برای چنین رفتاری در انتظارشان باشد، آسایش و آرامشی که با داشتن این دو همسر آسمانی به صورت کامل برایشان فراهم شده بود را به راحتی از دست بدهند.
اما در مورد آنچه بعد از رحلت خدیجه(س) و فاطمه(س) رخ داد باید گفت که دیگر همسران آن دو بزرگوار گرچه شایستگیxadهای متفاوتی داشتند، اما این تفاوت به اندازهxadای نبود که اجرای عدالت ظاهری میان آنان را ناممکن و یا بسیار دشوار کند.
تفاوت خدیجه(س) و فاطمه(س) با دیگر همسران بهxad اندازهxadای بود که محبتی که پیامبر(ص) و علی(ع) به آن دو بزرگوار داشتند، حتی بعد از مرگشان نیز مشهود بود که گاه مورد اعتراض برخی از همسران جدید قرار میxadگرفت:
1. عایشه نقل میxadکند: هرگاه پیامبر(ص) نامی از خدیجه(س) میxadبرد، تا میxadتوانست از او به نیکی یاد میxadکرد. روزی به حضرتشان گفتم: چقدر زنی که کنار لبها و زیر گونههایش سرخ بود[7] را به یاد میxadآوری با آنکه خدا بهتر از او را به تو داده است؟! پیامبر(ص) فرمود: بهتر از او را به من نداده است! هنگامی که همه سخنم را دروغ میپنداشتند، او به من ایمان آورد. زمانی که مردم مرا در تنگنای اقتصادی قرار دادند با سرمایهxadاش به یاریxadام شتافت. خدا فرزندی از او نصیبم کرد که از دیگر همسران نصیبم نشد.[8]
2. پیرزنی نزد پیامبر(ص) آمد و حضرتشان او را مورد لطف و محبت خویش قرار داد. وقتی رفت عایشه پرسید او که بود؟! پیامبر(ص) فرمود یکی از دوستان خدیجه(س) بود که در آن زمان به خانه ما میxadآمد و از نشانهxadهای ایمان است که گذشتهxadها به یادمان باشد.[9]
3. امام علی(ع) هنگام دفن همسرش خطاب به او فرمود: ای فاطمه! تا آخر عمرم برای جدایی از تو اندوهناکم و شبها خواب به چشمانم نخواهد آمد تا آنروز که خدا مرا همنشین تو در بهشتی کند که اکنون در آن جای داری![10]
4. حضرتشان نیز در وصیتی چنین فرمودند: در زمینxadهایی که از من باقی مانده، سهم فرزندانم از فاطمه(س) با سهم فرزندانی که از دیگر همسرانم دارم برابر است، اما مدیریت آنها را تنها به این دلیل بر عهده دو پسر فاطمه(س) گذاشتم که رضایت پروردگارم را جلب کرده و به پیامبرش نزدیک شوم و حرمت او را پاس داشته و اینکه داماد حضرتشان شدهxadام را گرامی دارم.[11]

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 12:20

صفحه بندی