
در گزارشهای تاریخی از پیامبری, به نام کاد(ع) یاد شده است که همعصر با پیامبرانی؛ مانند ناتان(ع)،[1] داوود(ع)،[2] سلیمان(ع)[3] و آصاف(ع)[4] بود، و مانند آنان دین حضرت موسی(ع) را تبلیغ میکرد.[5]گفتنی ا...
ادامه مطلب
در قرآن کریم، فرار انسانها از نزدیکترین افراد خود؛ مانند پدر و مادر و برادر از رخدادهای هراسناک روز قیامت به شمار آمده است.[1]تمام ترس و هراسهایی که در قیامت وجود دارد، به عم...
ادامه مطلب
روایات متعددی وجود دارد که گاهی فرشته وحی، جبرئیل">جبرئیل(ع) به صورت دحیه کلبی که یکی از اصحاب خوش سیمای پیامبر خدا(ص) بود بر ایشان نازل شده و با حضرتشان به گفتگو میپرداخت.[1]در ذیل همین روایات از کسانی نام برده میشود که این واقعه را دیدهاند و گمان میکردهاند که واقعاً دحیه کلبی نزد پیامبر(ص) است. از کسانی که جبرئیل را در صورت دحیه کلبی دیده است، امیرالمؤمنین علی(ع) است که بعد از رفتن دحیه کلبی، پیامبر(ص) ایشان را به این حقیقت رهنمون میکند که آن شخص، کسی جز جبرئیل امین نبود. در روایتی چنین آمده است: «امیرالمؤمنین(ع) بر پیامبر(ص) وارد شدند در حالی که سر ایشان بر دامن دحیه کلبی بود و به خواب رفته بودند. حضرت که وارد شدند بر دحیه سلام کردند و او اینگونه جواب داد: "السلام علیکم یا امیر المؤمنین...
ادامه مطلب
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغیu200f مَرْضاتَ أَزْواجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ». سوره تحریم با داستانى که بین رسول خدا(ص) و بعضى از همسرانش رخ داده آغاز میشود، که شرح این قضیه را مفسران مختلف نقل کردهu200fاند.[1] خلاصه یکی از نقلها آن است که پیامبر اسلام (ص) برنامهریزی کرده بود، هر روزى را در حجره یکى از همسرانش سپری کند، روزى که نوبت حفصه(دختر عمر) بود به حجره او رفت، حفصه اجازه گرفت که من با پدرم کاری دارم و بروم او را ملاقات کنم، حضرت اجازه داد وی رفت. رسول خدا(ص) در آن روز نزد ماریه قبطیه بود.[2] حفصه بعد از برگشت و اطلاع از این موضوع، زبان به اعتراض گشود که امروز نوبت من بود. پیامبر فرمود: دیگر نزد او نمیروم! گفتند حضرت قسم ...
ادامه مطلب
در روایات زیادی به رجعت رسول اکرم(ص)، ائمه اطهار(ع)، و پیامبرانی؛ نظیر اسماعیل بن حزقیل[1] که در راه خدا آزار فراوان دیدهاند، و قومشان آنها را یاری نکردند، تصریح شده است؛ از اینرو از روایات برمیآید که پیامبران زیادی رجعت خواهند نمود و منحصر به چهار پیامبر مرسل نیست؛ مانند اینکه امام صادق(ع) فرمود: «این سخن خداى متعال که میفرماید: "همانا ما پیامبران خود و کسانى را که ایمان آوردهاند در زندگى دنیا و در روزى که گواهان بر میخیزند یارى و نصرت مینمائیم"،[2] به خدا قسم که درباره رجعت است، به جهت اینکه بسیاری از پیامبران در دنیا نصرت و یاری نشدند».[3...
ادامه مطلب
آن گونه که در پرسش آمده، چنین نیست، بلکه در ذکرهای توصیه شده به مردم عادی، نیز ذکر «یا غافر الخطایا» وجود دارد؛[1] مانند اینکه در دعای جوشن کبیر آمده است: «یا غَافِرَ الْخَطایا»،[2] و هم روایت شده که پیامبران استغفار میکردند:امام صادق(ع) میفرماید: «همانا پیامبر خدا(ص) همواره توبه میکرد و در هر شبانهروز، صدبار استغفار میکرد، بدون اینکه گناهى داشته باشد. همانا خداوند عزّ و جلّ بلا را به اولیاى خود اختصاص میدهد، بدون اینکه گناهى داشته باشند، تا به آنان پاداش دهد!».[3]شاید موقعیتهای متف...
ادامه مطلب
یکی از شبهاتی که تلاش دارد تا حجت بودن امامان معصوم(ع) را زیر سؤال برده و آنرا منافی با اصل خاتمیت بداند این است که آیه شریفه «رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»[1] بر خاتمیت و نفی حجت الهی بعد از پیامبران دلالت دارد؛ افرادی که این شبهه را طراحی کردهاند، ابتدا ترجمه و تفسیری نادرست از آیه فوق ارائه داده و سپس نتیجه نادرستی را مطرح ساختهاند: «پس از رسولان الهی کسی را خدا حجت قرار نداده است ... در دین اسلام به حکم آیه، پس از انبیا کس دیگر حجت نیست و جز انبیا به کسی وحی نمیشود، ولی در مذهب، هر امامی حجت ... و قول هر قطب و پیشوا حجت است».[2]در نقد این ترجمه و برداشت چند نکته بیان میشود:1. آیه شریفه فوق در مقام بیان و تبیین فلسفه بعث...
ادامه مطلب
در برخی آثار روایی اهل سنت، از امام علی(ع) احادیثی نقل شده است که در آنها حضرتشان به برتری ابوبکر و عمر بر دیگر صحابه، از جمله خودشان اشاره میکند؛ مانند:«بهترین مردم بعد از پیامبران، ابوبکر است و به دنبال او عمر».[1]«اگر شخصی را نزدم بیاورند که مرا بر ابوبکر و عمر برتری دهد بر او حد افترا جاری میکنم!».[2]از میان منابع شیعی نیز در کتابهایی؛ مانند «نهج البلاغه» و «الغارات»، روایاتی وجود دارد که نوعی ستایش از خلفا را از زبان امام علی(ع) نقل میکند، اگرچه آنان را از همگان برتر نمیداند:«ابوبکر حکومت را بهدست گرفت و به آسانگیری و محکمکاری پرداخت و به مردم نزدیک و راه اعتدال را پیش گرفت. پس با وی از راه نصیحت همراه شدم و او را در آنچه اطاعت خدا میکرد، اطاعت نمودم... عمر نیز سیره و روش پسندیده و خُلق...
ادامه مطلب
1. «مُشه (موسی) به آن قوم چنین سخن گفت: برای گرفتن انتقام خداوند از میدیان از میان خودتان برای جنگ اشخاصی مسلّح شوند که به میدیان حمله کنند. از تمام سبطهای ییسرائل (اسرائیل)؛ یعنی از هر سبطی یک هزار نفر برای جنگ بفرستید. از [میان] هزارههای ییسرائل (اسرائیل) از هر سبطی یک هزار نفر (جمعاً) دوازده هزار نفر مسلح برای جنگ بسیج شدند.مُشه (موسی) آنها را از هر سبطی یک هزار نفر برای جنگ فرستاد. آنها و پینحاس پسر اِلعازار کُوهِن (کاهن) را که اسباب مقدس و شیپورها برای به صدا درآوردن [آژیر خطر] در اختیارش بود برای لشکرکشی [فرستاد]. همانگونه که خداوند به مُشه (موسی) فرمان داده بود علیه میدیان لشکر کشیدند و هر مذکری را کشتند.و علاوه بر کشتهشدگان، پادشاهان میدیان: اِوی و رِقِم و صور و حور و رِوَع، پنج پادش...
ادامه مطلب