
قلب انسان در طول زندگی دستخوش تحولات و دگرگونیهایی میشود. گاهی به حسنات و اعمال پسندیده روی میآورد و گاهی با توجه به مقدماتی که خود انسان برای قلبش فراهم کرده، میل به عصیان و گناه دارد. بنابراین، قلب و تقلب و دگرگونیهای آن به دست خداوند است، اما این مطلب با اختیار انسان بر سرنوشت خود و ساختن سعادت و شقاوتش منافاتی ندارد. انسانها اگر از خداوند قلبی پاک بخواهند که اگر خواستهشان واقعی باشد، در مسیر آن هم گام بر میدارند، خداوند به این خواسته پاسخ داده و قلوب آنان را از ظلمت رهایی داده و به نور خویش متصل میکند و دیدگانشان را در برابر حقایق عالم بینا میکند. قرآن کریم در این باره میفرماید: «خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آوردهاند؛ آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون میبرد».[1]...
ادامه مطلب
در متون حدیثی، روایاتی وجود دارد که ناظر به این معنا است که حتی اگر فردی تظاهر بدان کند که عقیده باطلی – مانند وجود نداشتن خدا - برایش یقینی است، اما هیچگاه در اندرون خود، نمیتواند به چنین یقینی دست یابد؛ زیرا اگر چنین یقینی به وجود آید، او در ادامه مسیر باطلش معذور خواهد بود؛ چرا که او براساس علم و یقینش عمل کرده است:1. «عن أبی عبداللَّه(ع) فی قول اللَّه تعالى: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»[1] فقال: یحول بینه وبین أن یعلمu200f أنّu200f الباطلu200f حقّu200f»؛[2] امام صادق(ع) در تفسیری از این آیه شریفه که خدا میان مرد و دل او حائل و مانع میشود ، فرمودند: حائل میشود در میان او و میان آنکه باطلی را حق بداندu200f.2. «عن أبی عبداللَّه(ع) قال: «أبى اللَّه أن یعر...
ادامه مطلب