
چندین آیه در قرآن کریم به بیان دلیل تفاوت میان انسانها میپردازد:1. «وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا»؛u200f[1] و برخى از آنها را بر دیگ...
ادامه مطلب
در روایات به این مطلب اشاره شده است که هر گرفتاری، نگرانی، بیماری و ... میتواند پیامد یک گناه و نیز کفارهای برای آن باشد. از سوی دیگر از آنجا که انسان مؤمن در پیشگاه خدای متعال محترم میباشد، اگر مرتکب گناهی شود، با رحمت واسعه خود در همین دنیا با مشکلات و بلایا او را پاک نموده و حساب گناهانش را به آخرت که عقوبتش بسیار سنگینتر است موکول نمینماید.در اینباره، روایاتی بیان میشود:1. امام صادق(ع) فرمود: از رحمت خدا دور باد هر آنکه چهل روز بگذرد و او گرفتار هیچ دردسری نشود! راوی میگوید: از این سخن تعجب کرده و پرسیدم: ملعون است؟! حضرت فرمود: بلی، ملعون است! و چون نگرانی را در چهرهام مشاهده نمود اینگونه فرمود: ای یونس این دردسرها (لزوماً مصیبتهای ناگوار نیست، بلکه) شامل خراش تن، سیلی خوردن، لغزیدن، اف...
ادامه مطلب
قرآن کریم در سوره قیامت که در مقام بیان اثبات رستاخیز و چگونگی وقوع آن است، در یکی از آیات، خطاب به منکران معاد میفرماید: «أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنىu200f» آیا او نطفهu200fاى از منى که در رحم ریخته میu200fشود نبود؟!این آیه و آیات مشابه که به خلقت انسان اشاره دارند،[1] در مقام بیان علمی تمام مراحل شکلگیری جنین نیستند، تا این شبهه مطرح شود که تنها «منی» نیست که «نطفه» را ایجاد میکند، بلکه «تخمک» زن نیز در آن نقش دارد!این آیات در حقیقت در مقابل منکرانى است که معاد جسمانى را محال دانسته، و امکان بازگشت به زندگى بعد از مردن و خاک شدن را باور ندارند؛ قرآن کریم براى اثبات و امکان وقوع قیامت و زنده شدن دوباره انسانها برای روز حساب، توجه انسان را به آغاز خلقتش بازمیگرداند که از نطفه آغ...
ادامه مطلب
خدای متعال در آیات متعدد خطاب به انسان میفرماید: خورشید و ماه و ستارگان و دریاها و روز و شب و آنچه را که در زمین و آسمانها است، مسخر شما گردانیم.به عنوان نمونه: «وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَیْنِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ».[1] «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ».[2]آنچه از مجموع این آیات به دست میآید این است که «تسخیر» در ف...
ادامه مطلب
1. معنای لغوی «استطاعت»استطاعت از ریشه «طوع»، به معنای وجود چیزی است که فعل(انجام کاری) به سبب آن امکانپذیر میشود و انسان به وسیله امر، استطاعت مییابد که خواستههایش را به عنوان فعل پدید آورد. با این بیان، قدرت یا برای فاعل است و یا تصور کارى است که باید انجام شود، و یا جسمى که تأثیر را میپذیرد و یا ابزاری که فعل با آن انجام میشود.در مقابل استطاعت به این معنا، «عجز» قرار د...
ادامه مطلب
قرآن کریم؛ سیره و روش پیامبر(ص) و پیروانش را در حوزه اخلاق نیکو، چنین بیان میکند: «مُحَمَّدٌ رَسوُلُ اللهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ...»؛[1] محمّد(ص) فرستاده خدا است و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهرباناند.براساس این آیه ش...
ادامه مطلب
اگرچه به یاد مرگ بودن، عامل بسیار مهمی در جلوگیری از گناهان است؛ از اینرو، در روایات فراوان به آن سفارش شده است: «وَ أَکْثِرْ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ»؛u200f[1] فراوان از مرگ و بعد مرگ یاد کنید.اما باید توجه داشت که فرصت زندگی در این جهان، از نعمتu200fهای بزرگی است که خداوند به انسان ارزان...
ادامه مطلب
آیات و روایات فراوانی خطاب به انسانها وجود دارد که ماده اولیه خلقتشان را به آنان یادآور نموده و از آن به پستی یاد شده است. مانند اینکه شما را از آبی گندیده آفریدیم!:«أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ ماءٍ مَهین»؛u200f[1] آیا شما را از آبى پست و ناچیز نیافریدیم؟!«ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَ...
ادامه مطلب
خدای متعال در یکی از صفات و ویژگیهای انسانی در قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ»؛[1] همانا آدمى نسبت به پروردگار خویش بسیار ناسپاس است.واژه «کنود» از ریشه «کند» یعنى کفور و بسیار ناسپاس. «ارض کنود» زمینى است که چیزى نمیرویاند. این لفظ فقط یکبار در قرآن آمده است.[2]مفسرا...
ادامه مطلب
بر اساس تعالیم و آموزههای دینی در قیامت از نعمتهایی که خداوند به انسان ارزانی داشته و در اختیارش گذاشته، سؤال خواهد شد و انسان باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. قرآن کریم در این باره میفرماید: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ»؛[1] سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایى که داشتهu200fاید باز...
ادامه مطلب
1. درباره بخش اول پرسش باید گفت: تا کنون انسان نتوانسته بدون بهرهبرداری از سلولهای یک موجود زنده، مستقلاً موجود زندهای را خلق کند و انسان شبیهسازی شده، مخلوق انسان نیست، بلکه در واقع مخلوق خدا است. به دیگر سخن؛ اگر بر فرض چنین چیزی اثبات و واقع شده باشد؛ این کار به معنای «خلق» انسان و یا هر موجو...
ادامه مطلب
انسان داراى دو ضمیر است: ضمیر ظاهر و ضمیر باطن، یا ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه.[1]ضمیر ناخودآگاه قسمتى از شخصیت و باطن انسان است که او به دلایل مختلفى آنرا پنهان میسازد؛ مثل خاطرات ناخوشایند، حوادث سخت زندگى و... . مجموعه این موارد پنهان، موجب رفتارهایى میگردد که محرّک آن «ضمیر ناخودآگاه» است.و...
ادامه مطلب
خدای متعال در آیه 4و 5 سوره علق، و در نخستین آیاتی که بر پیامبر اسلام(ص) نازل فرمود، مسئله تعلیم از طریق قلم را مطرح نمود: «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ»؛ همان کسى که به وسیله قلم تعلیم نمود، و به انسان آنچه را که نمیu200fدانست آموزش داد.در حقیقت این آیات، پاسخى است...
ادامه مطلب
در روایاتی عنوان شده است که یکی از موانع استجابت دعا، ترک امر به معروف و نهی از منکر است؛ چنانکه امام علی(ع) میفرماید: «امر به معروف و نهى از منکر را فرو مگذارید، که بدترین کسانتان بر شما حاکم و سرپرست شوند، از آن پس، هر چه دعا کنید به اجابت نرسد».[1]در این زمینه باید گفت؛ اگر افراد جامعه امر به معروف و نهى از منکر را ترک کنند، این امر باعث بروز منکر و کاستى معروف از طبیعت افراد بدکردار شده و ...
ادامه مطلب
رابطهی انسان با جهان رابطهی تقابلی است؛ یعنی انسان در جهان اثر میگذارد و جهان نیز در انسان اثرگذار است. بنابراین حوادث جهان هستی را میتوان از حالات انسان دانست، چنانکه انسان و حالات او را نیز میتوان از حوادث جهان بر شمرد. علاوه بر این رابطهی انسان با جهان رابطهی کل و جزء بوده، و انسان جزئی از این عالم است؛ لذا حوادث عالم همانگونه که حالات و اعراض برای جهان محسوب میگردند، برای انسان نیز...
ادامه مطلب
1. هر چند در نسبتسنجی میان شاکران و ناسپاسان، تعداد شکرگزاران نسبت به ناسپاسان بسیار اندک است، اما بدون این نسبتسنجی، عده زیادی از بندگان، شکرگزار نعمتهای خداوند هستند؛ زیرا همانگونه که در قرآن کریم آمده است بسیاری از بندگان، سپاس و شکر نعمتهای خداوند را بجای نمیآورند؛ نه اینکه همهی بندگان اینگونه باشند.[1] بنابراین اگر انسان، ناسپاس آفریده میشد و ناسپاسی از ویژگیهای خلقت او بوده و ب...
ادامه مطلب
جنگ بدر نخستین غزوه رسول خدا(ص) بود که در هفدهم رمضان سال دوم هجری روى داد. در این نبرد که به شکست سنگین مشرکان انجامید، چهارده تن از مسلمانان به شهادت رسیده و تعداد کشتگان مشرکان مانند اسیرانشان هفتاد نفر بود.u200f[1]پس از اینکه جنگ به پایان رسید، پیامبر(ص) دستور داد تا کشتگانu200f قریش را در یکى از چاههاى متروک بدر ریختند. سپس حضرت در کنار چاه ایستاد و یکایک کشتگان را صدا زد و فرمود: «اى عتبة بن ربیعه، اى شیبة بن ربیعه، اى امیة بن خلف، اى ابوجهل بن هشام، آیا وعده پروردگار خویش را راست یافتید؟ من که وعده پروردگارم را راست و حق یافتم. چه بد قومى بودید شما براى...
ادامه مطلب
1. آنچه در پرسش مطرح شده است، در مورد مستحبات - آن هم در برخی شرایط – میتواند صحت داشته باشد؛ یعنی زمانی که انسان حال خوشی ندارد و نمیتواند حداقل ارتباط را با خدا برقرار کند، نباید خود را به مستحباتی چون نمازهای مستحب وادار کند. پیامبر اسلام(ص) در این زمینه میفرماید: «یَا عَلِیُّ إِنَّ هَذَا الدِّینَ مَتِینٌ فَأَوْغِلْ فِیهِ بِرِفْقٍ وَ لَا تُبَغِّضْ إِلَى نَفْسِکَ عِبَادَةَ رَبِّکَ إِنَّ الْمُنْبَتَّ یَعْنِی الْمُفْرِطَ لَا ظَهْراً أَبْقَى وَ لَا أَرْضاً قَطَعَ فَاعْمَلْ عَمَلَ مَنْ یَرْجُو أَنْ یَمُوتَ هَرِماً وَ احْذَرْ حَذَرَ مَنْ یَت...
ادامه مطلب
قرآن کریم در ارتباط با سرانجام کار انسانها که در حالت احتضار و واپسین لحظات زندگى قرار میگیرند، میفرماید اگر از مقربان باشند در نهایت آرامش و روح و ریحان، در بهشت پر نعمت جاى میگیرند:«فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعیم»؛[1] اما اگر از مقربان باشد، براى او است آسایش و روزى و بهشت پرنعمت.برای روشن شدن منظور آیه باید گفت:اولاً: آنچه در این آیات بیان شده است، پاداشهایی است که از ابتدای مردن، به مقربین عطا میشود؛ از این جهت تعابیری که در این آیات آمده، هم مناسب با مراحل عالم آخرت است و هم متناسب با مقام معنوی مقربان؛ زیرا اولین چیزی که خداوند برای مقربان در هنگام مرگ بیان فرموده نعمت «رَوح» است؛ «رَوح» به معنای راحتی است که مقربان بدون درنگ[2] پس از مرگ ب...
ادامه مطلب
روایت مورد اشاره در پرسش، در منابع معتبر اولیه شیعی وجود ندارد، بلکه به غیر از نهج الفصاحه - که از منابع متأخر بوده و در موارد بسیاری از منابع اهل سنت نقل میکند- کتابهایی چون ریاض السالکین[1] - که آن هم از تألیفات نسبتاً متأخر است – به نقل این روایت پرداختهاند: «قال صلّى اللّه علیه و آله: لیس عدوّک الذی إن قتلته آجرک اللّه فی قتله، و إن قتلک أدخلک الجنّة، و لکنّ أعدى عدوّک نفسک التی بین جنبیک و امرأتک التی تضاجعکu200f و أولادک الذین من صلبکu200f».دشمنت آن فردی نیست که اگر او را بکشی خدا در کشتن او به تو پاداش خواهد داد، بلکه بدترین دشمنان تو، نفس خودت است که در اندرونت جای دارد، همسرت است که با او همبستر میشوی و فرزندانی که از نسل تو هستند!با این وجود و حتی اگر در سند روایت خدشه کنیم، اما مح...
ادامه مطلب